((شب رویا))

رسیده موسم شب زنده داری
من و تو با یه حسِ بی قراری

چشام با چشم تو میشه نشونه
نگاهت میشه آغاز بهونه

لبات گل واژه آواز خوندن
طلوع بوسه های با تو موندن

صدای عشوه هات آهنگ افسون
موهات توو رقص و پرواز و پریشون

توو آغوشت میشم محو نیایش
میشی دیوونه و مست ستایش 

میری تا اوج پرواز رهایی
دو قلب و حس پیوند خدایی 

تن عریون تو احساس مرهم
شده تن پوش و معبود و یه همدم

یه نوری محشر و میده به مهتاب
وجود و میکنه توو بند بی تاب

تو میشی لیلی ناز پریزاد
منم با شهرتی هم رسم فرهاد

کنارت عشق ما افسانه میشه
به شور عاشقی پروانه میشه

خدای آسمون اعجاز این وصل
دوتامون ابتدا و اول و اصل

همینو میشه از دنیا جدا کرد
تموم غصّه رو از دل رها کرد

کلام حسرت و بی کینه کردو
فضای محفل و محو وفا کرد... 

/ 96 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چوپان واژه ها

سلام شاعر... .زیباوخواندنی بود لذت بردم..... نویسا بمانید... [گل]

mahdie

ممنون که به وبم اومدی خوشحال میشم بازم بیای.

سمیه

امیدواری به خداوند، ارزشمندترین چیزها و نردبان عزت است امام جواد ع فرارسیدن ماه مبارک رچب و میلاد مسعود امام محمد باقر نیک التماس دعا سلام صبح سبز بهاری شما نیک

sangam

ممنونم از لطف بی دریغتون . مانا و مستدام باشید

رکسانا

گریه را اگر می شد کُشت می کشتم که تو آنقدر نخندی به چشمان خیس من ! و من نکوبم سرم را به دیوار سادگی مُدام که چرا عاشقت شدم ؟ چرا ؟! { کامران فریدی } و باز هم دلنشین و زیبا... در پناه آرام جانها دلارام باشید و دلشاد...[گل]

Ali.M

سلام . وبلاگ خوبی دارید . یه سری هم به وبلاگ من بزنید . اگه با تبادل لینک موافقید بهم بگید .[لبخند]

رضا

سلام خوبین؟[گل] بازهم زیبا مثل اشعار قبلی[گل]