((همزبان دل))

الا ای همزبان دل، زخود بیگانه ام کردی
به کوی تو چه حیرانم، مرا دیوانه ام کردی

به خون بنشستۀ دردم، درون سینه غم دارم
بنالد محفل سردم، تو را بر دیده کم دارم

منم دلبند روی تو، منم چشم عیار تو
خزان شد نوبهار عمر، که دورم از دیار تو

به یاد چشم مست تو، شدم حیران و سرگشته
به یاد قصه مجنون، شدم ویران و گمگشته 

می مستان شیرینم، که ازعیش و کنون گوید
نی محزون فرهادم، که از هجر و جنون گوید

همه در خاطرات من، تویی شیدای سینایی
همه در آرزوی من، تویی لیلای مینایی

به جای شادی گردون، فقط اصل تو را خواهم
به جای این دل گریون، فقط وصل تو را خواهم

بیا با من مدارا کن، که من بی تو جفا دیدم
بیا با من نوایی خوان، که من با تو وفا دیدم 

/ 15 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

سلام آقا مجتبی شعرهاتون رو خوندم خیلی عالی بود.[دست]

دلنیا

نمیدونم چرا این روزا هرجا سر میزنم عین قالب وب من دارن[گریه][گریه][گریه]

هزاران گنج

[گل][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل][گل]سلام قشنگ بود سپاس

علیرضا

آموختم : که خدا عشق است و عشق تنها خداســــــــــــــــت آموختم: که وقتی نا امید میشوم خــــــــــــــــدا با تمام عظمتش، عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم آموختم: اگــــر تا کنون به آنچــــــــــــــــــــه خواستم نرســـــــــــیدم، خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا برایم بهترش را در نظر گرفته آموختم: که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم...

فائزه

سلام ممنونم عالی و پر از احساس لطیف و زیبا بود ، متشکرم [تایید][گل] مخصوصا این قسمت شعر رو دوست دشتم : به یاد چشم مست تو شدم سرگشته دیدن به یاد قصه مجنون شدم گمگشته بودن می مستان شیرینم که از طوفان دل آید نی محزون فرهادم که از هجران غم آید همه در خاطرات من تویی شیدای سیمایی همه در آرزوی من تویی لیلای مینایی[گل]

علیرضا

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه. جام بلور، تنها یک بار می‌شکند می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت اما شکسته‌های جام ،آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست احتیاط باید کرد همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند

سمانه

[گل][گل] خیلی خوب بود [گل][گل]

محمد

درودددددددددددددددددددددددددددددددد

فیامین

سلام خیلی زیبا بود مرسی[گل][گل][گل][گل]