((بغض خاموش))

چقدر زود میگذره روزا همیشه
دلم بی تو نداره جون و ریشه

یادِ روزای عشقی که تموم شد
تمومِ لحظه های خوب حروم شد

چرا دنیا هنوز نامرد و پوچه
چرا دلها همش توو فکرِکووچه

چرا عشقی که از اول عطش داشت
یهو رفت و فقط یادی توو دل کاشت

از اول حرفامون از عقل و فکر نیست
نهادِ سازمون با اهل و بکر نیست

نمی دونم چرا غصّه ات نمیره
داره با قصّۀ عشقت میمیره

تا کی باید باشم توو بندِ صیّاد
تو نیستی بشنوی این دردِ فریاد

گره شد توو گلوم یک بغضِ خاموش 
چقدر دوره تنم با نبضِ آغوش

توو ذهنم روی تو دیباترینه
شبم با چشم تو زیباترینه

کجایی نیستی و رفتی نموندی
غزلهایی که دل گفته نخوندی

ندیدی موندم و توو این شبِ سرد
شدم مهمون تنها و تبِ درد

شدم رنجور رویاهای مهتاب
خزان شد لاله های سرخ بی تاب

/ 57 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هزاران گنج

راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است. [گل][گل][گل] دکتر حسابی

امیر اعظم

چه زود شب میشه یادت باز دوباره سکوت و میشکنه دل پاره پاره چه زود احساس من میشه فراموش دوباره خر میشم به حرفات میدهم گوش ببخشید برا تیکه اخرش هیچی نیومد مجبور اینو گذاشتم اگه چیزی به جاش تونستی بزاری ممنون میشم

منیژه

سلام به شما خیلی زیباست شعر قشنگتون.....[دست][دست][دست][دست]

فیامین

سلا م خیلی زیبا بود ممنون[گل][گل][گل]

یک روز دراین دایره از ما خبری نیست زین قافله ی رفته , نشان واثری نیست تا لذت پرواز, پرستو نکند فاش در دشت رهایی , خبراز بال و پری نیست

پگاه

یک روز دراین دایره از ما خبری نیست زین قافله ی رفته , نشان واثری نیست تا لذت پرواز, پرستو نکند فاش در دشت رهایی , خبراز بال و پری نیست