((لحظه جدایی))

خیلی وقته پیشم نیستی رفتیو شدم پریشون
یادگاریت مونده اما یک دلو چشای گریون

خیلی وقته اینجا دیگه جای موندن واسه من نیست
میونِ برزخی موندم که واسم دیگه وطن نیست

لحظۀ تلخ عروجت توو چشات خودم رو دیدم
توو چشام حسرتی بودو توو نگات آرزو دیدم

توو قدمگاه جدایی با تو عهدمونو بستم
وعدۀ وصالمونو تووی آسمونا خواستم

خاک سردِ این زمینو تووی مشتام گره کردم
پاشیدم روی مزارت تو رو به خدا سپردم

حالا اینجام تک و تنها راهمون به هم چه دوره
ولی عشقت تووی قلبم واسه من سنگ صبوره... 
((درهنگام سرودن این شعراشک روی گونه هام طراوت خاصی داشت)) 

/ 94 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متین

چه حماقتی ......................... از خود می رانیم وباز احمقانه میخواهمت !!!!!!!! چه غرور بی غیرتی دارم من .............!!!![خنثی]

متین

مدامم مست مي دارد نسيم جعد گيسويت خرابم ميكند هردم فريب چشم جادويت[عینک]

متین

تــو زندگــی یه جــاهــایـی هســت، بعــد از کــلـّی دوئیــدن وایمیســـتی، ســرتـو مینــدازی پائــین و آروم میگــی: «دیــگــه بَسـّه...کـــم آوردم...»[شرمنده]

fatemeh

نیایش بعضی از ما ادم ها با خدا و درخواست از او برای حضور در زندگیمان مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و….. فرار می کنند

کبری

سلام فوق العاده خوش به حالتون که اینقدرزیبا شعر می گویدچی می تونم بگویم [دست][دست][دست]

آسمان من

عااااااااااااااااالــــــــــــــــــی و پراحساس [دست]

سهیلا

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین.. سینه را ساختی از عشقش سر شارترین.. آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین.. چه دل آزار شد آخر، چه دل آزار ترین.. دیدی..!![گل]

سهیلا

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم . . .[گل][گل]

هستی

ﻣـﻦ ﻣـﺎﻧﻨــﺪ ﻫـﻢ ﺳـﻦ ﻭ ﺳـﺎﻟﻬﺎﻱ ﺧـﻮﻳـﺶ ﻧﻴﺴﺘـﻢ ... ﮐـﻪ ﻫـﺮ ﺭﻭﺯ ﻳﮑــ ﺁﺭﺯﻭﻳـﻲ ﺩﺍﺭﻧـﺪ ﺑـﺮﺍﻱ ﺁﻳﻨـﺪﻩ ، ﻣـﻦ ﺗﻨـﻬـﺎ ﻳﮑــ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳـﻦ ﺍﺳﺘــ ﮐـﻪ : ﺷﺒـﻲ ﺑﺨـﻮﺍﺑــﻢ ﻭ ﺩﻳﮕــﺮ ﺑﻴــﺪﺍﺭ ﻧﺸـﻮﻡ ... ﺗــﺎ ﻧﺸﻨــﻮﻡ ... ﺗــﺎ ﻧﺒﻴﻨــﻢ ... ﺗــﺎ ﻧﺸﮑﻨـﻢ .. سلام ممنون از حضور و دعوتتون واقعا شعر های خیلی قشنگی دارین حرف ندارن از حضورتون خوشحال شدم بازم بهم سربزن[گل]

چکاوک

درود زیبا خواندمت و به دلم نشست [گل]