((سوگ دل))

گر به ظاهر گاهگاهی، در تبسم بوده ام
آشنا با درد هاتان، آی مردم بوده ام

سالها در سوگ دل، این دل چه تنها مانده است
مثل یک ساز شکسته، بی ترنم بوده ام

سفره ام چون دستهایم، خالی از نان بود و من
آسیاب زندگی را، مثل گندم بوده ام

سالها در جستجوی ساحل آرام عشق
مثل دریا بیقرار و در تلاطم بوده ام

گر چه عمری در میان آشنایان زیستم
سالها در غربت انبوه خود گم بوده ام

با دلی آکنده از اندوه،یاس،آیینه وار
در حضور هر نگاهی، در تبسم بوده ام...!

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرتو

بسیار زیبا [قلب][گل][گل]

نازنین

زیباست....

هزاران گنج(شیوا)

سلام و هزاران دروووووووووووووووود بر شما عزیزگرامی اپم تشریف بیارید[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سید مجتبی محسن زاده

خلیج فارس تا ابد مربوط به ایران خواهد و این کشورهای عربی هم در خیال باطل زندگی میکنند که بتونند این نام زیبا رو از ایران بگیرندممنون از بانو شیوا

هزاران گنج(شیوا)

درووووووووووود بر شما گرامی چند وقت نبودید دلمون براتون تنگ شده بود[قلب][گل]

پرتو

کاش انسانها می دانستند که مهم تر از شکستن دل اعتمادی است که تخریب می شود و دیگر هیچگاه بنا نمی شود...

هزاران گنج(شیوا)

درود بر شما عزیزگرامی با مطلب جدید بروزم و منتظر حضور زیبای شما هستم[گل][گل][گل][لبخند]

هزاران گنج(شیوا)

سلام عزیزگرامی دلم برای شعرهای قشنگتون تنگ شده چرا اپ نمیکنید؟من اپم تشریف بیارید گرامی[گل][گل]

هزاران گنج

درووووووووووووووووووود مهربون استاد با آخرین پستم در سال90 بروزم عیدتون مبارکککککککککککک عزیز[قلب][گل]