اشعارعاشقانه

((با درود به شما دوستان عشق از شما دوستداران میخواهم اگر از سروده های اینجانب بهره مند میشوید حق مولف محفوظ و این دلنوشته ها داستان وجودی دل من است))

 
((وعدۀ وصل))
نویسنده : سیدمجتبی محسن زاده - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢
 

چون روی تو را خواهم، ویرانم و بی سامان
چون باد سحرگاهی، حیرانم و بی دامان

در میکدۀ عشاق، تنها تویی معبودم
خواهم که تو را در بزم، لیلای همه پودم

در محفل انس من، تو ناز دل آرایی
دروسوسۀ عشرت، تو راز گل آرایی

گرعشق بود مذهب من بندۀ این،، کیشم
از کعبه حذر کردم من عابد دین،، خویشم

ما را چو فراق تو، آسایش بودن نیست
در حلقۀ این هجران،آسان به نبودن نیست

چون کودک آواره، این سویم و آن سویم 
چون عارف آزاده، این گویم و آن جویم

از بس که به جان و دل، وابسته ام و خسته
در عشق شدم مجنون، دیوانه و دلبسته

گر شادی ما خواهی، تو نقطۀ اصلم باش
من تشنۀ دیدارم، تو وعدۀ وصلم باش...