اشعارعاشقانه

((با درود به شما دوستان عشق از شما دوستداران میخواهم اگر از سروده های اینجانب بهره مند میشوید حق مولف محفوظ و این دلنوشته ها داستان وجودی دل من است))

 
((بانوی دل))
نویسنده : سیدمجتبی محسن زاده - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳۱
 

ای شُکوهِ عاشقان، بانوی دل
نرگسِ شوقِ زمان، بانوی دل

غم شده مهمان تمثال وجود
مّهرُخِ هر آشیان، بانوی دل

قصّه و شعر و غزل بی تو چه سود
لیلی اشعار جان، بانوی دل

طرح روی تو مثال آسمان
نغمۀ ساز زبان، بانوی دل

پیچ و تاب زلف تو افسونگریست
سوسن روح و روان، بانوی دل

در شرارِ شهوت و شوریدگی
ناز و شیدای تو آن، بانوی دل

طرح اندام ظریف تو مرا
میبرد تا عمق جان، بانوی دل

ماهِ زیبای شبِ رویای من
مادرِ قلبِ جهان، بانوی دل

گم شده آن نیمه سیب دلم
ای فروغ جاودان، بانوی دل

خانه از عطر تو محشر میشود
مظهر مِهرِ نهان، بانوی دل

واژگانِ لغتِ دلدادگی
آیۀ ذوق بیان، بانوی دل

با نبودِ تو کنار نام عشق
میشوم برگ خزان، بانوی دل

هر سجودی با نشانه زنده است
قبلۀ هفت آسمان، بانوی دل

قدرِ اندوه دلِ ما را بدان
شاهبانوی جهان، بانوی دل... 


 
 
((امام علی ع))
نویسنده : سیدمجتبی محسن زاده - ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧
 

در شبِ احیاءِ تو، گریم برایت یا علی
محو احسان و دلیری و وفایت یاعلی

رو به سوی عاشقانِ طالبِ اهلِ نظر
شور مهرآسای تو بودو ندایت یاعلی

چشمِ گریانِ تو بودو چاهِ اندوهِ دعا
عقل کوته فکر ما و غصّه هایت یاعلی

این خوارج از چه باتو دشمن دیرین شدند
از کرامت معرفت،عشق و صفایت یاعلی

در نبرد تن به تن شمشیر تو برنده بود
ذوالفقار تو نشان دلربایت یاعلی

تو برای فاطمه عاشق بودی معشوق او
مردِ شبهای غریب کوچه هایت یاعلی

یار و همراه پیمبر بودی و هم کیش او
با تو معنا میشود عشق خدایت یاعلی

در کتبهای زمان، نهج البلاغه حکمتیست
نکته ها و پندها و خطبه هایت یاعلی

مسجد کوفه بشارت داد در وقت عروج
مردی و مردانگی، روحِ رهایت یاعلی

ابن ملجم این اسیرِ دستِ مکرِ خائنین
ناجوانمردانه دشمن بود بر فرق جدایت یاعلی

کعبۀ وصف خدا، ایمان به پیمان تو داد
تو شدی سالار مردان سرایت یاعلی...
((فُزتُ وَرَبِ الکَعبِه....قسم به خدای کعبه رستگار شدم)) 


 
 
((ستاره))
نویسنده : سیدمجتبی محسن زاده - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱
 

بی تو ستاره، تنهاترینم
با تو همیشه، زیباترینم

رسم زمونه، آشفته کرده
در بند تقدیر، سوداترینم

گلبرگ خشک و پژمرده ریشه
غمگین سایه، شیداترینم

با کوله باری، از درد و حسرت
در جادۀ عشق، رسواترینم

در دفتر غم، احساس آبی
صفحه به صفحه، پیداترینم

پاهای خسته، راههای مسدود
با چشم گریون، بیناترینم

پهنای ساحل، موج تلاطم
ماهی خسته، دریاترینم

شوق غرور و شور رهایی
آزاد بی قید، رویاترینم...